محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
706
مخزن الأدوية ( ط . ج )
مقابر و مواضع سايهدار و برگ آن كم عرض و در طول به قدر شبرى و مايل به سفيدى و بىساق و بىگل و ثمر و بيخ آن دراز و به سطبرى ابهامى و سفيد و اين قوىترين اقسام است و قوّت آن تا چهار سال باقى مىماند و قوىترين اجزاى آن پوست بيخ و عصاره و آب سايل از آنست . طبيعت آن : در آخر سيّم سرد و خشك و گويند خالى از اندك حرارت نيست و ثمر آن سرد و تر و آنچه در جوف بيخ آنست عديم القوّت . افعال و خواص آن : مخدر و مجفف و مسكن ضربان مواد حاده و غليان خون و صفرا و قابض و مسكر و منوم و مسمن بدن . * اعضاء الرأس * طلاى آن جهت درد سر و بوييدن آن منوم و صداع حار را نافع و مضمضه به طبيخ آن جهت درد دندان . * اعضاء الصدر و الغذاء و النفض * آشاميدن شش قيراط از پوست بيخ آن با آب و عسل جهت رفع بيخوابى و خفقان حار و اسهال دموى و حرقة البول نافع و مقى بلغم و مره سودا است و گياه آن مدر بول و حمول تخم آن با كبريت قاطع حيض . * اعضاء المفاصل * ضماد پوست بيخ آن با آرد جو جهت درد مفاصل حار . * الاورام و البثور * طلاى آن محلل اورام حاره و با سركه جهت حمره و ضماد برگ آن با آرد جو جهت اورام حاره و برش . * الزينه * طلاى شير آن جهت كلف و نمش و آشاميدن نيم درم از تخم آن بغايت سرخ كننده رخسار مانند سرخى كه از حمام بسيار گرم به هم مىرسد و طلاى پوست آن مولد قمل در هر روغنى كه باشد . * السموم * طلاى پوست بيخ آن با عسل در روغن زيتون جهت گزيدن هوام و به دستور تخم آن و برگ كوچك آن فادزهر عنب الثعلب سمى قتال . مقدار شربت آن : از سه قيراط تا نيم درهم و دو درهم آن كشنده است به اختلال عقل و سبات و غثيان ، مصلح آن قى كردن به روغن و عسل و بعد از آن عسل و سداب برى و خردل و انيسون خوردن و بعضى گفتهاند آب سرد نوشيدن . المضار : اكثار بوييدن آن محدث سكته خصوص آنچه برگ آن سفيد باشد ، مصلح آن برموم بوييدن و تخم خشخاش و به وزن آن جوز القى نيز گفتهاند و آشاميدن تخم سه عدد آن با رازيانه و شكر سكر با تفريح آورد و بيغايله است . لفش به فتح لام و فا و شين معجمه . ماهيت آن : درختى است عظيم منبت آن نواح شام و در هنگام ترى و سبزى زود مشتعل مىگردد و در خشكى دير آتش در آن تاثير مىنمايد و ابن ابى خالد گويد مراد از قول حق سبحانه تعالى در قرآن مجيد و من الشجر الاخضر ناراً آن درخت است . افعال و خواص آن : طلاى برگ خشك مسحوق آن رافع برص و بهق و عصاره تازه آن رافع قوبا است . حكيم مير محمد مؤمن نوشته كه انطاكى گويد كه آن چوب صنوبر است . فصل اللام مع القاف لق لق به فتح دو لام و دو قاف معرب لك لك فارسى است . ماهيت آن : از جمله طيور معروفه است كبير الجثه كه در اوايل ربيع مىآيد و گاه متوطن مىگردد و از جايى خود نقل نمىنمايد و از خار خانه مىسازد براى محافظت بچههاى خود از مار زيرا كه مار دشمن بچه آنست و آن نيز به سبب حرارت و يبوست مزاج خود مار را مىبلعد و به آن ضرر نمىرساند و گوشت آن بدبو است براى بودن خوراك آن حشرات و خبايث . طبيعت آن : در آخر سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : * اعضاء الرأس و غيرها * خوردن گوشت آن جهت فالج لقوه و خدر و رياح غليظه و برودت مستحكمه در اعضا و ضعف باه و سموم منهوشه و گوشت بچه آن بهتر از بزرگ آن . مضر محرورين ، مصلح آن روغن كنجد و طبخ آن با سركه و كرفس و گشنيز بسيار و زيت شيرين و با روغن بادام و شراب بر آن نياشامند و بيضه آن در جميع افعال قوىتر از گوشت آن و زهره آن رافع شبكورى است اكتحالًا و خون آن جالى و جهت ازاله بهق و وضح نافع . طلاى آن با سركه و سرگين آن جالى بهق و كلف و آثار جلد و با بيضه آن سياه كننده موى و رافع صرع است . فصل اللام مع الكاف لك به ضم لام و كاف و به فتح كاف نيز آمده به فارسى لاك و به هندى لاكهه به خفاى ها نامند . ماهيت آن : صمغ نباتى است كه در مملكت هند و بنگاله به هم مىرسد و از سر شاخهاى بعضى اشجار برمىآيد و منعقد مىگردد و سرخ رنگ شبيه به توت سرخ و بعضى حبههاى آن تا به قدر ليمويى و نارنج مىباشد و اين را لاك خام و به هندى لاكهه جهورى نامند و از درخت سدر كه به فارسى كنار نامند و درخت پيپل و بر و غير اينها به عمل مىآيد و آنچه از درخت كنار به عمل مىآيد بهتر است و از طبخ لك خام در آب و اخذ آب آن انواع رنگهاى سرخ به عمل مىآيد و هر يك را نامى و آنچه از آب مطبوخ آن به انعقاد به عمل مىآورند به هندى گلال